نام فیلم : همبازی نویسنده و کارگردان : غلامرضا رمضانی
تحلیلی از : حسین پاشاپور
فیلم " همبازی " را به سختی می توان در ژانر خاصی قرار داد چرا که این فیلم معجونی ست که صرفا نمیتوان گفت که در ژانر کودک ساخته شده یا در محدوده تعریف ژانر اجتماعی می گنجد یا از آن به عنوان فیلمی نام برد که بوی کمدی میدهد .
داستان فیلم از آنجایی آغاز می گردد که پسر یکدانه کوچک خانواده فرخ نژاد و نیکی کریمی از تنهایی رنج می برد و اصرار او نیز بر داشتن برادر و یا خواهری که با وجودش از تنهایی خلاصی یابد بدلیل کمبود وقت شدید پدر و مادر در فرزند داری مورد توجه قرار نمی گیرد و او در آخرین وعده ی مادرش که به او می گوید به جز خواهر یا برادر هرچه که دلش بخواهد میتواند داشته باشد و علیرغم زندگی آپارتمان نشینی تقاضای داشتن یک کره الاغ را مطرح میکند و ...
فیلمنامه فیلم "همبازی" گرچه مانند بسیاری از فیلمنامه هایی که متاسفانه درفیلمهای سینمایی ساخته شده این چندساله سینمای ایران مشاهده می کنیم دارای چهارچوب و اسکلت استاندارد یک فیلم حتی متوسط هم نیست بلکه پارا از این قضیه هم فراتر گذاشته و منطق و باور پذیری قصه حتی برای کودکان رویایی را هم زیر پا گذاشته است گرچه که واقعا نمی دانیم و تا آخر فیلم هم نمی فهمیم که این قصه زنگ خطری برای والدینی ست که تنهایی کودک خود را بواسطه تک فرزندی درک نمی کنند و آیا هر کودکی که تنها شد آنقدر تنهاست که آرزوی داشتن یک کره الاغ در آپارتمان و اطاق خوابش را در سر می پروراند.
اصولا آیا داشتن یک کره الاغ آنهم در آپارتمانی لوکس در بهترین موقعیت شهر با کمترین شعور کودکانه تطابق دارد ؟
آیا ما پدر و مادرها میتوانیم تصور کنیم که اگر فرزندمان تنها شد هوس داشتن یک کره الاغ در اطاق خوابش می کند؟
گرچه مضمون اصلی فیلم یعنی توجه به کودکان که روحی حساس دارند و نیازمند توجه بسیار والدین هستند و اینکه در واقعیت زندگی امروزه پدرها و مادرها آنقدر با کار و پیشه شان پیوند خورده است که گاهی از فرزندانشان نیز غفلت میکنند و این امریکی از علل نابسامانیهای روحی فرزندان برخی از ما والدین است مسئله ای ست در خور توجه که بعضی اوقات ما بزرگترها از آن غافل می شویم وامری ست بسیار مهم که باید به آن توجه کرد و جامعه را نسبت به خطر این معضل بزرگ توجه داد در کل موضوعی ست که جای کار فراوان دارد اما مطرح کردن آن در یک فیلم برای مخاطبینی از جنس ایرانیان فهیم با قصه ای اینچنین بدون مایه یک بی تدبیری ست که میتواند بیش از پیش مخاطبین سینمای ایران را از گیشه ها فراری دهد .
بازی بازیگرانی مانند " حمید فرخ نژاد" و نیکی کریمی " که از وزنه های حرفه بازیگری سینمای ما هستند هم در این فیلم تبدیل به یکی از عجایب در سینمای ایران شده است و ناخوداگاه این سئوال را در ذهن مخاطبینی که با بازیهای این دو بازیگر آشنایی دارند ایجاد می کند که واقعا چرا این بازیگران مطرح سینما حاضر به پذیرفتن بازی در این فیلم شده اند ؟ آیا انگیزه اقتصادی صرف محرک پذیرفتن نقش در این فیلم برای آنان بوده است یا قضیه چیز دیگری ست که حالا حالاها نمیتوانیم آنرا درک کنیم؟
نویسنده و کارگردان این فیلم "غلامرضا رمضانی " در تجربه اول خود در سینما با ساخت "همبازی " ذهن مخاطبین نسبت به خود را در گیر چالشهایی از این دست کرده است که :
آیا این کارگردان باز هم در تجربه های آتی خود باز هم موضوعات ارزشمند اجتماعی را با زبانی چنین الکن بازگو خواهد کرد؟
آیا با توجه به دقتی که در امر اعطای مجوز ساخت و اکران در مراجع ذیصلاح ساخت فیلم اعمال می گردد فیلمنامه این فیلم بررسی نشده است؟ و بدون آنکه به پیام و محتوای این فیلمنامه توجه شود برای ساخت و اکران آن مجوز صادر شده؟
آیا تهیه کننده این فیلم که سرمایه ای حتی اگر فرض کنیم کم را در این فیلم هزینه کرده است نمی دانسته فروشی نخواهد داشت و مسلما در اکران فیلم دچار شکست تلخی خواهد شد که شاید برای همیشه فکر ساخت فیلم را در سرش نپروراند؟
در شرایطی که دنیای هنر هفتم در کشور ما نیازمند فیلمهایی ست که در این قحط فیلم از ارزشهای انسانی ما دفاع کند و در کنار آن چشمان ناظر هنرمندان جهان سینما را که تولیدات سینمایی ما را به دقت دنبال می کنند به دیدن فیلمهایی دعوت کند که ارزش هنر والای ایرانیان را به تصویر می کشد ، ساخت و اکران چنین فیلمهایی می تواند ضربه سختی به پیکره سینمای ایران وارد کند.
اما نکاتی که باید به عنوان نقاط قوت فیلم به آن اشاره کرد فیلمبرداری خوب آن و شارپ بودن فیلم و کیفیت بالای تصویر است .
در آخر امیدواریم که آقای غلامرضا رمضانی پس از تجربه اول و پر اشکال خود در "همبازی" با نگاهی واقع بینانه تر دست به ساخت فیلم خوش ترکیبی دیگر بزند که خاطره بد ساخت فیلم اولش را از ذهن مخاطبین فهیم سینمای ایران بزداید.